حسین نوروزی:
در روزگاری که محیطزیست و منابع طبیعی، بیش از هر زمان دیگری در چنبره بحرانهای اکولوژیک گرفتارند و هر درخت کهنسال به مثابه ریهای تنفسی برای زمین عمل میکند، انتظار میرود جامعه و نهادهای متولی، پاسدار آخرین سنگرهای سبز این مرز و بوم باشند. اما گاه مواجهه با برخی تصاویر، چنان لایههایی از تأسف و تأمل را برمیانگیزد که آدمی در میان تلاقی «فقدان مسئولیت اجتماعی» و «تساهل مدیریتی» سرگردان میماند.
تصویر پیشرو، روایتگر تلخِ بخشی از این واقعیت است؛ تابلوی اطلاعرسانی «ذخیره گاه جنگلی بلوط روستای سرسختی علیا» در شهرستان شازند، که با اسپری رنگ مشکی مخدوش شده و نام اصیل «شازند» در کمال بیفرهنگی و خودخواهی، تعمداً خط خورده است.
۱. کالبدشکافی یک ناهنجاری؛ خطخوردگیِ هویت و اقلیم این اقدام، فراتر از یک خرابکاری ساده در فضاهای عمومی یا آسیب به اموال دولتی است؛ نشانهای است آشکار از تخریبگری کور و گسست میان فرد با مواریث طبیعی و هویت بومی… درختان بلوط زاگرس و ذخیرهگاههای منحصربهفرد آن، تنها یک منبع گیاهی نیستند؛ آنها شناسنامه اکولوژیک و تاریخی یک منطقه و نشانگر پیوند انسان با بستر حیاتبخش خود هستند. مخدوش کردن نام یک منطقه بر روی تابلوی شناسایی آن، نهتنها بیاحترامی به طبیعت، بلکه نوعی خودزنی فرهنگی و تخریب نشانههای تعلق سرزمینی است. چگونه ممکن است فردی یا افرادی، توسعهنیافتگیِ ذهنی و خشمِ فروخفته خود را بر پیکره تابلویی خالی کنند که راوی ارزشهای زیستمحیطی منطقه آنهاست؟
۲. مسئولیتناپذیری نهادهای متولی؛ تابلویی فرسوده برای تنها ذخیرهگاه بلوط استان… اما این سکه روی دیگری نیز دارد؛ رویهای که متأسفانه نشان از کمتوجهی و انفعال دستگاههای مسئول در حوزه منابع طبیعی و مدیریت شهری و منطقهای دارد.
با نگاهی به تصویر، بیش از آنکه تخریبگرانِ نام شازند مایه تعجب باشند، وضعیت تأسفبار خودِ این تابلوها چشمنوازی میکند:
زوال سازهای و بصری: تابلوهای فرسوده، رنگورورفته، زنگزده و فرتوت که گویی دهههاست در برابر عوامل جوی رها شدهاند، هیچ سنخیتی با اهمیت استراتژیک و ملیِ یک «ذخیرهگاه جنگلی منحصربهفرد» ندارند.
شأنِ ازدسترفته: استان مرکزی تنها یک ذخیرهگاه جنگلی بلوط دارد (که در اقلیم سرسختی علیا در شازند واقع شده است)؛ اما سهم این سرمایه بیبدیل از توجه مدیران، تابلوهایی مخدوش، ناخوانا و مستعمل است که گویی از فرط بیمهری، خود به انتظار فراموشی نشستهاند.
خلأ نظارت و صیانت: وقتی نهادهای متولی از نصب تابلوهایِ فاخر، استاندارد، ایمن و مقاوم در برابر صدمات محیطی ناتوانند و پس از تخریب یا فرسودگی، کمترین حساسیتی برای ترمیم و ارتقای کیفیت بصری این تابلوها به خرج نمیدهند، ناخودآگاه پیامی از جنس «رهاشدگی» را به جامعه مخابره میکنند؛ پیامی که به سهم خود، بستر را برای جریانات تخریبگر و قانونگریز هموارتر میسازد.
سخن پایانی
حفاظت از محیطزیست و منابع طبیعی، دو بال دارد: «فرهنگ عمومی» و «حکمرانی کارآمد». از یک سو، ما نیازمند یک انقلاب آموزشی و تربیتی عمیق برای ارتقای مسئولیت اجتماعی شهروندان هستیم تا بدانیم تخریب طبیعت و هویت، تخریبِ ریشههای زیستن خودِ ماست. از سوی دیگر، به مسئولانی نیاز داریم که قدرِ گوهرِ موجود در منطقه را بدانند؛ مدیرانی که بفهمند برای تنها ذخیرهگاه بلوط استان مرکزی، نصب یک تابلوی آبرومند، مدرن، درخور و شایسته، کمترین وظیفهای است که میتوان و باید در قبال تاریخ، فرهنگ و اکولوژی این خطه انجام داد. امید است اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مرکزی و مسئولان شهرستان شازند، پیش از آنکه این میراث ارزشمند در غفلت عمومی و مدیریتی به محاق فراموشی برود، با نگاهی واجدِ دغدغههای فرهنگی و اقلیمی، ضمن نوسازی و نصب تابلوهای شایسته، تدابیری جدی برای صیانت همهجانبه از این منطقه بیندیشند.




ثبت دیدگاه